
صفحه اصلی / ليست مقالات حقوق / عضویت
| کد مقاله:87245 | پسوند مقاله: |
موضوع مقاله: عدالت در علم فقه و حقوق |
| مبلغ اعضاء طلایی: 0ریال | مبلغ اعضاء نقره ای:0ریال | مبلغ اعضاء آبی:0ریال |
|
عدالت در علم فقه و حقوق «عدالت » در علم فقه نيز معناي اصطلاحي خاص فقه را دارد فقها درباره آن بسيار بحث کرده اند . تفکيک معناي اصطلاحي « عدالت » در حوزه فقه و فقاهت از معناي اصطلاحي آن در علم اخلاق ، بسيار دشوار است . علماي اخلاق ، « عدالت » را صرفاً در حيطه جان و قلب انسان جست و جو مي کنند. ولي فقيهان با بررسي « جلوه هاي رفتاري » آن را به يک ملکه نفساني محدود نمي کنند . از اين رو در مباحث فقهي بيش تر به تعريف انسان « عادل » مي پردازند . يعني شخصي که رفتارهاي وي مبتني بر وصف يا ملکه « عدالت » است ؛ براي مثال فقيهان در احکام و شرايط « امام جماعت » به مسئله « عدالت » پرداخته اند و گفته اند : امام جماعت بايد داراي شرايطي باشد و از جمله آن ها عدالت است . عدالت يک حالت نفساني است که انسان را به ملازمت تقوا و پرهيزکاري بر مي انگيزد و از ارتکاب گناهان کبيره و بلکه صغيره ـ بنابر اقوي ـ باز مي دارد و هم چنين انسان را از انجام اعمال و رفتاري که مردم ، آن را نشانه بي قيدي و عدم تعهد نسبت به دين مي دانند ممانعت مي کند . [1] بايد دانست از ميان تعاريف و معاني اصطلاحي « عدالت » تعريف فقهي آن ، اهميت ، حساسيت و کارآيي ويژه اي دارد ، به گونه اي که در بيش تر موارد ، به عنوان يک ضابطه اساسي براي تميز افراد « عادل » و قابل اعتماد از افراد غير عادل ، مورد توجه قرار مي گيرد . در حقوق اسلام ، در بسياري از اعمال حقوق ، مانند اجراي طلاق ( که بايد در حضور دو شخص عادل باشد ) يا نماز جمعت و فرايض دسته جمعي که بايد امام عادل باشد و مهم تر از همه « رهبري» جامعه مسلمانان ، اين عدالت روحي و باطني انسان شرط اصلي است و اگر اين شرط رعايت نشود تمام اين اعمال باطل بوده و فاقد تاثير حقوقي و بي ثمر است . پس در تحليل فقهي و حقوقي مفهوم عدالت در جامعه به منش و خصلت عادلانه اشخاص بر ميگردد هماهنگي روح ميانه رو و قانون در انسان عادل با هنجارهاي اجتماعي ( مروت ) سبب حسن شهرت و سابقه و نام نيک او در جامعه مي گردد و در اعمال حقوقي ، مانند انتخاب رهبري جامعه و مرجع تقليد در تقوا ، شهود طلاق ، برگزاري نماز جمعه و جماعت و شهادت دادن در محاکم قضايي ، از وي بهره مي گيرند . بنابراين شخص با عدالت ( يا عادل ) در عمل و رفتار خود داراي اين ويژ گي هاست . 1. گناه و قانون شکني نمي کند . 2. در پاکي و پارسايي استقامت دارد . 3. رفتار يا قضاوت ناحق نمي کند . 4. رفتار اجتماعي او ناهنجار نيست . [2] بررسي سخنان پيشوايان دين درباره عدالت نشان مي دهد که آنان کوشيده اند با تبيين ملاک هاي تفکيک رفتار ناعادلانه از عادلانه ، زمينه را براي واگذاري مسئوليت هاي اجتماعي به اشخاص عادل و دادگستر فراهم آورند . چنان چه پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايند : هر کس در رفتار خود با مردم به ايشان ستم نکند و در سخن گفتن با آنان ، دروغ نگويد و چون وعده شان دهد خلف وعده نکند ، انسانيتش کامل ، عدالتش آشکار ، دوستي اش لازم و غيبتش حرام است . [3] امام علي (ع) نيز در توصيف ويژگي هاي شخص عادل مي فرمايند : محبوب ترين بندگان نزد خدا ، کسي است که خداوند وي را برابر نفسش ياري کرده است … چنين کسي از معادن خدا ، معادن دين خدا و اوتاد زمين است . خويشتن را به عدالت ملزم کرده و نخستين گام عادل بودن او ، دور کردن هوا و هوس از خويشتن بوده است .[4] عدالت اجتماعي اما از نظر زندگي اجتماعي چطور ؟ از نظر زندگي اجتماعي و از جنبه عمومي که افراد اجتماع را به صورت يک واحد در ميآورد و از اين نظر که بنگريم مي بينيم که عدل از جود بالاتر است . عدل در اجتماع به منزله پايه هاي ساختمان است و احسان از نظر اجتماع به منزله رنگ آميزي و نقاشي و زينت ساختمان است ، اول بايد پايه درست باشد بعد نوبت به زينت و رنگ آميزي و نقاشي مي رسد . اگر خانه از پاي بست ويران است ديگر چه فايده که « خواجه در بند نقش ايوان باشد » اما اگر پايه محکم باشد در ساختمان بي نقاشي و بي رنگ آميزي هم مي توان زندگي کرد ، ممکن است ساختمان فوق العاده نقاشي خوب داشته باشد و ظاهرش جالب باشد اما چون پايه خراب است يک باران کافي است آن را بر سر اهلش خراب کند . بعلاوه همين جودها و احسان ها و ايثارهائي که در مواقعي خوب و مفيد است و از نظر جود کننده فضيلتي بسيار عالي است ،از نظر گيرنده فضيلت نيست ، حساب او را هم بايد کرد ، حساب اجتماع را هم بايد کرد ، اگر رعايت موازنه اجتماعي نشود و حساب نکرده صورت بگيرد همين فضيلت اخلاقي موجب بدبختي عمومي و خرابي اجتماع مي گردد . صدقات زياد و اوقاف زياد و حساب نکرده ، نذورات زيادو حساب نکرده در هر جا که وارد شده مانند سيل جامعه را خراب کرده ، روحيه ها را تنبل و کلاش و فاسد الاخلاق بار آورده ، لطمه ها و خساراتي وارد آورده که کمتر از لطمات و خسارات يک سپاه جرار نبوده ، مصداق کلام خدا بوده درباره بعضي انفاقات که مي فرمايد : «مثل ماينفقون في هذه الحيوه الدنيا کمثل ريح فيها صراصابت حرث قوم ظلموا انفسهم فاهلکته و ما ظلمهم الله و لکن انفسهم يظلمون مثل انفاقهائي که در اين دنيا مي کنند و عنوان انفاق و صدقه و امثال اينها به آنها ميدهند عينا مثل باد سختي است که با سرما همراه است و مي رسد به زراعت مردمي که ظلم به نفس سرما همراه است و ميرسد به زراعت مردمي که ظلم به نفس کرده اند و همه آن زراعتها را از بين مي برد ، خداوند به آنها ستم نکرده خودشان به خودشان ستم کرده اند. جامعه را هر گز با جود و احسان نمي توان اداره کرد ،پايه سازمان اجتماع عدل است ، احسان و جودهاي حساب نشده و اندازه گيري نشده کارها را از مدار خود خارج ميکند . امام سجاد (ع) فرمود :« کم من مفتون بحسن القول فيه ، و کم من مغرور بحسن الستر عليه ، و کم من مستدرج بالاحسان اليه . » بسياري از مردم از بس خوبشان را و مدح شان را گفتند فاسد شدند ،بسياري مردم چون از عيبشان چشم پوشي شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مردم چون از عيبشان چشم پوشي شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند ،بسياري از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگي و کارشان اداره شد متدرجاً در غفلت فرو رفتند . اينست معني سخن علي مرتضي (ع) که فرمود : العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها » عدل جريان کارها را در مجراي خود قرار ميدهد ، اما جود جريانها را از مجراي اصلي خارج مي کند . بسياري از مردم ابتدا که ميشنوند علي ، مظهر کامل جود و سخا ، عدل را از جود برتر دانسته تعجب ميکنند ، که چظور ميشود عدل از جود بالاتر باشد ، يعن چه علي (ع) که سرآمد اهل جود و ايثار و کرم است درباره جود و کرم ميفرمايد که جود و کرم ، کارها را از جريان خودش خارج مي کند ، اما با بياني که کردم و دو جنبه اي که توضيح دادم معلوم شد که ما تاکنون به عدل و جود از يک جنبه نگاه مي کرده ايم و آن جنبه اخلاقي و جنبه فضيلت شخصي و نفساني قضيه بوده و البته از اينجهت مطلب همانطور است . اما جنبه دگير مهم است و آن جنبه اجتماعي قضيه است و ما تاکنون کمتر از اين جنبه فکر مي کرده ايم و علت اينکه کمتر فکر مي کرده ايم اينست که مدت زيادي نيست که بشر بارزش مطالعات اجتماعي پي برده و قوانين اجتماعي را شناخته ، در سابق کم و بيش بعضي از مفکرين عاليقدر ما توجه داشته اند اما بصورت علوم مدوني نبوده است . لهذا در قضايا فقط بجنبه هاي اخلاقي و فردي آنها نگاه ميکرده اند. من ياد ندارم تاکنون کسي در کتابي در اطراف اين جمله که عرض کردم بحثي کرده باشد و حال آنکه اينجمله در نهج البلاغه است و در دسترس همه بوده ، به نظرم علتش اين است که اين جمله با مقياسهاي اخلاقي نمي توانسته در نظرها معني درست و قابل توجهي داشته باشد ، اما امروز که به برکت پيشرفت علوم اجتماعي مقياسهاي ديگر غير از مقياسهاي اخلاقي بدست ما رسيده مي فهميم که چه کلام پر ارزشي است و چه قدر اين سخن از زمان خودش بلکه از زمان سيد رضي که سخنان علي (ع) را گرد آوري کرد و بنام نهج البلاغه بصورت کتابي در آورد جلوتر و بالاتر است ، هيچ ممکن نبود در آن زمان خود سيد رضي که جمع کننده اين کلمات است و حتي بوعلي سينا که بزرگترين فيلسوف عصر گردآوري نهج البلاغه است بتواند همچو حقيقت اجتماعي عالي را بيان کند . عدالت مطلق رهاورد حکومت مهدوي : بدون ترديد يکي از مهمترين آرمانهاي جامعه بشري که محرومان و ستمديدگان از ديرباز منتظر تحقق آن بوده اند بر پايه عدالت فرايي در سراسر جهان و در همه ابعاد حيات اجتماعي است هر چند در کتب آسماني و رهنمودهاي ارزشمند پيشوايان ديني به ايجاد حکومت عدل جهاني و حاکميت صالحان بر زمين اشاره شده اما در بسياري از روايات تاکيد شده است که اين امر مهم تنها با دستان پرتوان « حضرت مهدي موعود (عج) » انجام خواهد گرفت بنابراين نبايد « عدالت » به معناي کامل و مطلق آن را در همه جهان و رها و در حکومت مهدي و هديه گرانبهاي اين مصلح بزرگ به جامعه بشري بدهيم حضرت مهدي (عج) زماني اين محبت بزرگ را براي محرومان و مستضعفان کره خاکي به ارمغان خواهد آورد که جهان از ظلم وبيداد آکنده و ابرهاي تيره تبعيض و تعرض به حقوق مسلم انسانها برسرتاسر زمين سايه افکنده باشد . در حديثي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است : « شما را به ظهور مهدي بشارت مي دهم او زمين را پر از عدل مي کند همانگونه که از جور و ستم پر شده است ساکنان آسمانها و زمين از او راضي مي شوند و اموال و ثروتها را به گونه اي صحيح تقسيم مي کند » در اين حال شخصي از آن حضرت پرسيد معني تقسيم صحيح ثروت چيست ؟ فرمود : « به طور مساوي در ميان مردم[5] » و نيز امام علي (ع) از فرزند خود امام مهدي (عج) چنين ياد مي کند : « او مهدي ماست که زمين را پر از عدل و داد مي کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشند[6] » . همچنين امام صادق (ع) درباره عدالت گستري مهدي (عج) مي فرمايند : فيملاء الله به الارض عدلا کما ملثت جوراً و ظلماً ؛ مهدي (عج) روي زمين را پر از عدل و داد مي کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد امام خميني (ره) نيز در اين باره فرمودند : « در زمان ظهور مهدي موعود (عج) که خداوند ذخيره کرده است او را از باب اينکه هيچ کس در اولين و آخرين اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود بوده است که عدالت را در تمام عالم گسترش دهد . و آن چيزي که انبيا موفق نشدند اجرا بکنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند به دست اين بزرگوار اجرا بشود وقتي که ايشان ظهور کنند تمام بشر را از انحطاط بيرون مي آورد تمام کجيها را راست مي کند[7] . 1- شرح حديث عقل و جهل ، ص 147 2- تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 274 . 3 - ريشه ها و مفهوم عدالت در فقه و حقوق اسلام ، ص 3 4- شيخ صدوق ، خصال ، ص 208 5- ناصر مکارم شيرازي ، مهدي انقلابي بزرگ ، انتشارات هدف ص 300 6- کمال الدين و تمام النعمه ، شيخ صدوق ، ص 289 . 7- صحيفه نور ، ج 12 ، ص 208 . ... <<<بیشتر مقالات سایت که اعضا به آن دستیابی پیدا می کنند با ذکر منبع می باشند.>>> |
||