
صفحه اصلی / ليست مقالات ادبيات / عضویت
| کد مقاله:870311 | پسوند مقاله: |
موضوع مقاله: ادبيات معاصر ايران |
| مبلغ اعضاء طلایی: 0ریال | مبلغ اعضاء نقره ای: 0 ریال | مبلغ اعضاء آبی: 0 ریال |
|
ادبيات معاصر ايران شعر شاعران معاصر ايران چندى است كه در سرزمين هاى آلمانى زبان شروع به نشو و نشر كرده است. گرچه هنوز ترجمه و انتشار سروده هاى شاعران معاصر ايران به گستردگى شعر شاعران عرب نرسيده است و هنوز نيما و فروغ و شاملو، آوازه آدونيس و درويش و قبانى را نيافته اند اما اينان نيز اندك اندك به انجمن شاعران رخت از جهان بربسته و نام آشناى شرق مى پيوندند. البته دلخوشى ما حداقل در آن است كه در كنار «شاعران حرفه اى» فيلمسازان و نقاشانمان هم، اگر نه در ايران، حداقل در اروپا، كمابيش شهرت شاعرى يافته اند؛ كسانى چون عباس كيارستمى كه ترجمه هايكو گونه هايش با عنوان «همراه با باد» با پى گفتارى از «پتر هاندكه» ، نويسنده سرشناس اتريشى، سال گذشته در آلمان انتشار يافت. در سال گذشته ميلادى، مجموعه اى نيز از شعرهاى شاعران زن سرزمين هاى شرق مسلمان كه آن مارى شيمل در واپسين سال هاى زندگى خود به آلمانى ترجمه كرده بود با عنوان «كتابى به نام شادى» در آلمان منتشر شد كه شعرهايى از پانزده تن از سرايندگان زن معاصر ايران هم در آن يافت مى شد؛ از جمله پروين اعتصامى، سيمين بهبهانى، فروغ فرخزاد، پرى توانگر، طاهره صفارزاده، بهار رهادوست، گيتى خوشدل و فرشته يمينى شريف. شيمل در اثناى پژوهش هاى خود پيرامون عرفان و ادبيات مشرق زمين از دوره هاى نخستين تا سده بيستم ميلادى، از ميان سروده هاى زنان عرب و ترك و ايرانى و ازبك و اردو، زيباترين شعرها را برگزيده و با زيبايى و گويايى توصيف ناپذيرى به زبان آلمانى ترجمه كرده و پيشگفتارى بسيار جالب و آموزنده نيز درباره نقش عارفان زن در جايگاه شاعران و جهان اسلام بر كتاب افزوده بود. او تاكيد دارد كه «در اين مقدمه ميان شاعران معاصر زن، فروغ فرخزاد بى ترديد از جايگاهى والا برخوردار است» و در ادامه مى نويسد: «اين نخستين بار نيست كه شعرهاى فروغ به زبان آلمانى ترجمه مى شود؛ پيشتر نيز مجموعه اى از سروده هاى او را كورت شارف و برخى را سيروس آتاباى به آلمانى ترجمه كرده بودند.» اشاره شيمل بيشتر به ترجمه هاى كورت شارف از سروده هاى فروغ فرخزاد است كه چند سال پيش از اين در دفترى با عنوان «آن روزها» منتشر و پس از اندك زمانى كمياب شد. و اينك در حال حاضر ناياب است. شارف سرپرست انستيتوى گوته در ليسبون پرتغال است. ميان سال هاى ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ ميلادى (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷) سرپرستى انستيتوى گوته را در تهران به عهده داشت و در دوران انقلاب با همكارى «كانون نويسندگان ايران» شب هاى شعر و داستان خوانى را كه به «ده شب» شهرت يافت، برپا كردند. او از همان سال ها به شعر معاصر ايران دلبستگى بسيار داشت و با برخى از نويسندگان و شاعران ايرانى طرح دوستى ريخت و با بسيارى از اهل قلم نشست و برخاست داشت. به تازگى كورت شارف ترجمه گزيده اى از شعرهاى معاصر ايران را در آلمان به چاپ رسانده است. اين مجموعه در سپتامبر ۲۰۰۵ ميلادى، تقريبا همزمان با نمايشگاه كتاب فرانكفورت، منتشر شد. ناشر آلمانى اين دفتر شعر را در مجموعه «كتابخانه جديد شرقى» منتشر كرده و نسخه اى از آن را پيش از انتشار در اختيار من گذاشته است. بر روى جلد اين دفتر شعر، در كنار عكسى هنرى از شيرين نشاط، عنوان يكى از زيباترين شعرهاى فروغ فرخزاد نقش بسته است: باد ما را خواهد برد. شارف هم مقدمه اى بر اين مجموعه نگاشته است و هم مدخلى درباره تاريخچه شعر فارسى و هم در فصلى به معرفى شاعران اين دفتر پرداخته است. افزون بر اينها، «سعيد» شاعر ايرانى تبار كه به زبان آلمانى شعر مى سرايد، پى گفتارى بر اين مجموعه افزوده است. مترجم دقيقا صد شعر از بيست و دو شاعر معاصر ايران را براى اين دفتر برگزيده است كه به باور او در شمار «مهمترين شاعران ايران در قرن بيستم» قرار دارند. البته او تاكيد مى كند كه شعرهاى برگزيده براى اين جنگ- به استثناى سروده هاى دو شاعر- تماما پس از كودتاى بيست و هشت مرداد و در فاصله زمانى ميان سال هاى ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ كه شارف آن را دوران اوج «شعر نو فارسى» مى نامد، منتشر شده اند. او اين دو دهه را كه با دگرگونى هاى اجتماعى گسترده اى همراه بود، به لحاظ تحولاتى كه در گستره ادبيات ايجاد شد، داراى اهميت بسيار مى داند و ويژگى شعر اين دوره را در بيان استعارى و زبان نمادى آن مى خواند كه شاعران ناگزير براى گريز از سانسور و مميزى برگزيده بودند.اما در مقدمه كتاب، گذشته از اين اشارات كلى و نيز شرحى تكرارى كه شارف از چگونگى برگزارى ده شب شعر و داستان خوانى در دوران انقلاب نوشته است، مطلبى دندان گير يافت نمى شود. مدخلى هم كه مترجم با عنوان «تاريخچه شعر فارسى» نگاشته، بيشتر مرورى است شتابزده بر تحولات زبان فارسى از شش قرن پيش از ميلاد مسيح تا حمله اعراب به ايران و برآمدن شاعرانى چون رودكى و فردوسى كه تجديد حيات زبان فارسى را در پى داشت. او به دگرگونى هاى تاريخى و اجتماعى از صدر اسلام تا دوران قاجار و جنبش مشروطه و سلطنت پهلوى و كودتاى بيست و هشت مرداد و رويدادهاى انقلاب پنجاه و هفت هم اشاراتى دارد. افزون بر اينها نه تنها از چگونگى خلع يد از احمدشاه و «اصلاحات» و مدرنيسم دوران رضا شاه و «كشف حجاب» و قانون كاپيتولاسيون نوشته است بلكه پس از «سوسياليست» خواندن نيما، تحليلى نيز از كودتاى بيست و هشت مرداد و پيامدهاى «انقلاب سفيد» و علل بروز انقلاب پنجاه و هفت به دست داده است. ... <<<بیشتر مقالات سایت که اعضا به آن دستیابی پیدا می کنند با ذکر منبع می باشند.>>> |
||