تبليغاتX

جغرافيا (50) / /  تاريخ (23) /   ادبيات (15)  /     رياضي (26) /     ديني (30)
تربيت بدني
(29)  /   فيزيك (20)   /   شيمي (15)  /  مكانيك (205)  /  معلمين (15)
برق
(50)   /   پزشكي (47)  /  اجتماعي (12)  /  كشاورزي (36)  /  كامپيوتر (40)
عمومي
/12)    /  حسابداري (100)      /   معماري (10)  /  عمران (33) / صنايع (120)
مديريت
(15)   /  دامپزشكي (13)  /  اقتصاد (10)  /   حقوق (59) /  متالورژي (1)
زيست شناسي
(0)  /  زبانشناسي (0)   /  تاسيسات (0)   / روانشناسي (37)   نقشه برداري (0)
مكانيك خودرو
(65)  /  شهرسازي (0)   /   هنر (0)  / هوا و فضا (0)  /دندانپزشکی (0)
حمل و نقل
(0)/   مکاترونیک (0)   /   نساجی (0)/    سایر (0)

آخرین بروز رسانی25بهمن1390

  بانك مقالات خاله فر

بانك مقالات خاله فر

آرمان سايت:1ميليون صفحه مقاله فارسي

پراكندگي گويشوران تات در شمال ايران

این مقاله دارای 6صفحه می باشد

“شهرستان رودبار- دهستانهاي الموت و طالقان”

  درباره ميراث بازمانده از زبان تاتي با اندك تسامح در تقسيم بندي محيط زيست و محدوده هاي جغرافيايي شمال ايران در اين باره به يك نتيجه گيري ديگري خواهيم رسيد كه بيشتر تابع عوامل تاريخي و تحولات عمومي زمان، مي باشد و هر اندازه تأثير عوامل بيشتر باشد تغييرات آن را سريع تر مي يابيم.

اگر نقشه شمال ايران را در برابر خود قرار دهيد و خطي از آخرين نقطه ارتفاعات طالقان به طرف سياهكل و رستم آباد و دقيقاً “ از ناحيه اسكولك رستم آباد شمالي كشيده و آنرا تقريباً ” بطور قائم به طرف تاكستان امتداد دهيد و دو نقطه اين دو خط را از طالقان بطرف تاكستان متصل نمائيد به مثلثي دست خواهيم يافت كه در آن گويشوران تات در ميان گروههاي زباني ديگر جاي مي گيرند و اين پراكندگي را در شهرستان رودبار هنوز هم با همه تغييراتي كه در نيم قرن اخير داشته است بيشتر مي بينيم و به عبارت ديگر شهرستان رودبار را مي توان نمونه جالبي از پراكندگي گويشوران تات در استان گيلان شناخت كه در آن گيلها در كنار تركها و تالشها و تاتها زندگي مي كنند و در ميان سالخوردگان تات زبان به اين نكته نيز دست خواهيم يافت كه هنوز هيچ يك از گويشهاي مردم پيرامون حتي فارسي نيز نتوانسته است جانشين زبان تاتي در ميان آنان گردد .

...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 14:51  توسط رحمانی  | 

عروسی تاتهای تاکستان

این مقاله دارای 24صفحه می باشد

چون امر شده است كه بنده در مورد مراسم عروسي تاتهاي تاكستان مطالبي را توضيح دهم قبل از هر چيز عرض مي نمايم ، سوم كه شرح داده مي شود

 مربوط به 60 سال پيش است اين مطالب ازمنبع يا كتابي استفاده نشده بلكه خود شاهد آن بوده و آنچه را كه عينا ديده ام شرح مي دهم عروسيها يا نامزديها

 اكثرا در فصل پاييز انجام مي شد چون در آمد مردم تاكستان از راه فروش محصولات باغ انگور بود بنابراين در فصل پاييز كه انگور و كشمش ها جمع آوري و

 بفروش مي رسد وضع مالي مردم خوب مي شد و زيارت روندگان به زيارت مي رفتند و عروسي ها نيز در اين فصل انجام مي شد بنابراين اگر پسر و دختري را

 براي هم نامزد مي كردند عروسي آنها تا پاييز سال آينده طول مي كشيد و دراين فاصله يكسال مراسمي انجام مي شد كه به طورخلاصه از آنها نام مي بريم

 .             1- خواستگاري 2- َقتِف، يعني تعيين مهريه و غيره 3- خريد 4- مهماني 5-  اَرمازبري  يعني لباس بردن براي عروس 6- طلا بري 7- فل بري ، يعني پول

 بردن 8- برنج بِري    9- پلابري يعني چلو بردن در شب عيد 10- مراسم عيد 11- جار 12- نوبرانه 13- مراسم عروسي ، كه تعريف هر كدام از اين رسوم بسيار

 طولاني خواهد شد لذا براي خلاصه كردن ، بنده فقط مراسم عروسي را شرح مي دهم .

عروسي يك تات تاكستاني هفت شبانه روز طول مي كشيد بدين ترتيب 1- نان پختن 2- مهماني فاميل 3- تسبيح انداختن 4- چَرواَ سَر آربيني يعني سر بريدن

 گوسفندان 5- اَرماز بري يعني لباس بردن 6- حمام رفتن داماد 7- حنابندان 8- فِل باشيندن يعني پول انداختن9- زُما قاباَتن يَرَدن ، يعني قباي دامادي پوشاندن

 10- جهازيه آوردن 11- كمر بستن 12- عروس آوردن كه مشروح هر يك ذيلا به استحضار مي رسد 1- نوَنه بندي ، يعني پختن نان تقريبا بيست روز قبل از

 عروسي ابتدا بايستي آرد مورد مصرف تهيه شود لذا جوانان فاميل يا دوستان داماد مي آمدند و جوال هاي پر از گندم را به الاغها و قاطر ها بار كرده براي آرد

 كردن ؛آسياب مي بر دند آسيبهاي آن زمان به وسيله فشار آب كار مي كردند گندمها را آرد كرده و به خانه مي آوردند وقتي كه آرد حاضر مي شد مادر داماد زنان

 سفيد گيس فاميل را دعوت مي كردند تا اجازه دهند نان پختن براي عروسي شروع شود گيس سفيد هاي فاميل جمع مي شدند دو زن جوان كه آنها را ( زَرين

 كيسه ) مي گفتند با پوشيدن لباسهاي نو ، آراسته به زر و زيور به دستور گيس سفيدان براي دعوت زنان مي رفتند به هر خانه كه ميرسيدند مي گفتند دست

 به پسر شما باشد اجازه بدهيد براي عروسي داماد نان پختن را شروع كنيم زن صاحبخانه با گفتن خدا مبارك كند ، يك جفت جوراب يا قدري ميوه يا چيز ديگري

 به دعوت كنندگان انعام مي داد و زنان زَرين كيسه كه همراه خود كيسه سرخ رنگي داشتند هدايا را در آن كيسه گذاشته و مي ر فتند از فرداي آنروز نان پختن

 شروع مي شد معمولا حدود چهار خر وار آرد را نان مي پختند و اين عمل چند ر وزي طول مي كشيد و هر روز از زنان دعوت شده براي گفتن مبارك باد به خانه

 داماد مي آمدند و هر كس به قدر توان خود هديه اي مي آورد مانند كله قند ، ميوه يا شيريني كه در مجمعه مسي گذاشته و با پارچه سرخ روي مجمع را

 پوشانده به سر گذاشته و به خانه داماد مي آمد وقتي كه براي ديدن نان پختن نانوايي مي رفت نانوا به عنوان انعام ناني به او ميداد و او در عوض مبلغي پول به

 نانوا ميداد بدين ترتيب حدود 10 روز طول مي كشيد تا نان پختن تمام شود و در اين مدت در خانه داماد مرتب بزن و بكوب و رقص و آواز برقرار بود و هر روز چندين

 نفر در خانه داماد ميهمان بودند تا اينكه پختن نان تمام مي شد .

...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:45  توسط رحمانی  | 

هنر ايرانيان در شناخت و كاربرد سنگ

این مقاله دارای 8صفحه می باشد

از زماني كه بشر نخستين ابزارها را با سنگ ساخت و آتش را از سايش دو سنگ بدست آورد و نخستين خانه هاي خود را در دل غارها ساخت تا عصر حاضر، اين

 ماده ظاهرا" بي جان در زندگي ما نقش اساسي داشته است . همچنان كه امروزه هم سنگهاي تزئيني و نما زينت بخش بنا هاي مدرن و كاخها هستندو

 سنگهاي گرانبها كه جواهر ناميده مي شوند با جلوه هاي جادويي خود در هاله اي از اوهام و افسانه قرار دارند.

با اينكه ايرانيان از هنر كاربرد سنگ در ساخت كاخها ، ستونها ، پله ها ، سنگ نوشته ها و سنگ نگاره ها به خوبي آگاهي داشتند ولي تمدن هايي مثل مصر

 باستان ، آشوريان و بابليان هم اشيا سنگي ارزشمندي از خود به يادگار گذاشته اند . به عنوان مثال در كنار مجسمه هاي عظيم از خدايان و پادشاهان آشوري

 مي توان مجسمه هاي بسيار كوچكي از صورت انسان ، گاو ، ميمون و يا ديگر اشكال را به ابعاد حدود 3-2 سانتيمتر تا 0.5 سانتيمتر را مشاهده نمود . ( نمونه

 هايي از اين مجسمه ها در موزه ايران باستان قابل مشاهده است . )

   با ذکر منابع و ماخذ کامل

...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 0:39  توسط رحمانی  | 

افشاريه

این مقاله دارای 10صفحه می باشد

نادر قلی فرزند امام قلی از قبیله قرخلو بود که شاخه‌ای از ایل افشار به شمار می‌رفت. طایفه مزبور، از آغاز سلسه صفوی برای جلوگیری از هجوم ازبکان و ترکمنان

 به منطقه شمال خراسان کوچ داده شد و در منطقه ابیورد و دره گز استقرار یافت. مورخ رسمی دربار نادری، میرزامهدی خان ،تاریخ تولد نادر را روز شنبه بیست و

 هشت محرم سال هزار صد هجری قمری ذکر کرده و با توصیف مختصری از حیات عشایری، اصل و نسب آخرین فاتح بزرگ آسیایی را در پرده نگاه داشته‌است. آنچه

 مسلم است نادر تا طغیان افاغنه غلزایی قندهار و برافتادن حکومت دویست و پنجاه ساله صفویان، در گمنامی به سر می‌برده و زندگانی بی پیرایه چوپانی او، تنها

 با هنر نماییها و قهرمانیهای ساده‌ای همراه بوده‌است.

سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ ه.ق. بهانه خوبی به دست سرکشان داخلی و مدعیان خارجی ایران داد تا هر یک از گوشه‌ای سر برآوردند و کشور را به هرج و مرج

 طولانی مبتلا کنند. نادر نیز در راس گروهی که برای حمایت از حیات و هستی اهل ابیورد فراهم ساخته بود ابتدا در خدمت خان همین منطقه قرار گرفت و پس از

ازدواج پیاپی با دو دختر او، وارث حکومت محلی کوچک وی شد. آن گاه در سال ۱۱۳۹ ه.ق که شاهزاده سرگردان صفوی (تهماسب میرزا) در جستجوی یاران و

 همراهان فداکاری بود به او پیوست و عزم نجات ایران کرد.

.............

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 21:54  توسط رحمانی  | 

مطالب قدیمی‌تر