تبليغاتX

جغرافيا (50) / /  تاريخ (23) /   ادبيات (15)  /     رياضي (26) /     ديني (30)
تربيت بدني
(29)  /   فيزيك (20)   /   شيمي (15)  /  مكانيك (205)  /  معلمين (15)
برق
(50)   /   پزشكي (47)  /  اجتماعي (12)  /  كشاورزي (36)  /  كامپيوتر (40)
عمومي
/12)    /  حسابداري (100)      /   معماري (10)  /  عمران (33) / صنايع (120)
مديريت
(15)   /  دامپزشكي (13)  /  اقتصاد (10)  /   حقوق (59) /  متالورژي (1)
زيست شناسي
(0)  /  زبانشناسي (0)   /  تاسيسات (0)   / روانشناسي (37)   نقشه برداري (0)
مكانيك خودرو
(65)  /  شهرسازي (0)   /   هنر (0)  / هوا و فضا (0)  /دندانپزشکی (0)
حمل و نقل
(0)/   مکاترونیک (0)   /   نساجی (0)/    سایر (0)

آخرین بروز رسانی25بهمن1390

  بانك مقالات خاله فر

بانك مقالات خاله فر

آرمان سايت:1ميليون صفحه مقاله فارسي

وضعيت كنوني زبان تاتي در تاكستان و برخي از مناطق اطراف

این مقاله دارای 4صفحه می باشد

  مقدمه :

هر قوم و ملت و كشور براي خود زبان , فرهنگ و آداب و رسوم خاصي دارد كه موجب وحدت آنها و مشخصه آنان گرديده ، پي بردن به ريشه تاريخي زبانها و سير

 تحولي آنها از جمله پژوهش هاي دشوار ولي لذت بخش مي باشد .

تاتي به قول اكثر زبانشناسان و مستشرقين از زبانهاي باستاني ايران زمين بوده و در بين زبانشناسان از اهميت ويژه اي برخوردر است حفظ و صيانت از اين

 ميراث ملي نه به عهده تاتها بلكه بر عهده تمام ملت فرهنگي و فرهنگ دوست ايران است . شناساندن اين زبان موجب كشف برخي از حقايق تاريخي و

فرهنگي ايران در گذشته و حال مي گردد.

وضعيت كنوني زبان تاتي موجب برگزاري همايشي با عنوان همايش تات شناسي گرديده تا اين زبان را كه در آستانه سقوط و اضمحلال است نجات بخشد يا

 حداقل آنرا به قشر متفكر و عامه بشناساند .

وضعيت كنوني زبان تاتي در تاكستان

 دربارة قدمت زبان تاتي ، پراكندگي گويشوران و ديگر موارد آن مطالبي كم و بيش نگاشته شده ، آنچه كه مهم است اين است كه در اين زبان ، كه ما اكنون به

خاطر آن كنار هم جمع شده ايم در چه وضعيتي است و چه روندي را در پيش گرفته و آينده آن چه خواهد شد.

در حال حاضر شهر ستان بزرگترين منطقه ايران از نظر تعداد گويشوران زبان تاتي است.

در سطح شهر بيش از 60 هزار نفر به تاتي سخن مي رانند .

بعد از انقلاب اسلامي ايران , تاكستان رشد و توسعة زيادي داشته و از بافت سنتي قديم به بافت شهري جديد مبدل گشته .

احداث كارخانجات فراوان , تأسيس دانشگاههاي آزاد و پيام نور و توسعة سطح آموزشي شهر موجب مهاجرت اقوام مختلف با زبانهاي متفاوت به محدودة شهر

 گرديده كه حدوداً 10 درصد از جمعيت كنوني شهر از مهاجريني هستند كه بخاطر موارد مختلف (كه يكي از مهمتريت آنها اشتغال مي باشد) به تاكستان آمده

اند كه اكثرا ترك زبان بوده و در محاورات خود تركي تكلم مي كنند.

همچنين وجود 6 هزار دانشجو در شهر موجب مهاجرت افراد مختلف ديگري گرديده .

وجود باغات وسيع انگور واشتغال زايي اين باغات هر ساله تعداد بيشماري از كارگران فصلي اعم از ترك,كرد و فارس را به سطح شهر مي كشاند كه بعضا برخي

از آنها در شهر ساكن مي شوند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:48  توسط رحمانی  | 

بررسي تاريخي معني و كاربرد واژه ‹تات› 

این مقاله دارای 10صفحه می باشد

واژه ها مانند تمام پديده هاي طبيعي متولد مي شوند رشد مي كنند و مي ميرند. گاهي نيز از زباني به زبان ديگر وارد مي شوند و در فراز و فرود جامعه مفاهيم

 و مصداق هاي گوناگوني را به خود مي گيرند. در چنين مواردي، وقتي معني و مفهوم واژه اي را بيان مي‌كنيم لازم است زمان آن را نيز مشخص كنيم. واژه تات

 نيز از جمله واژگاني است كه جريان متنوعي را در مسير تاريخ طي نموده است و از نظر معني و كاربرد تغييرات زيادي به خود ديده است بنابراين، امروزه وقتي

 مي گوييم ((تات)) به معني ايراني است آيا اين بدان معني خواهد بود كساني كه تات نيستند غير ايراني هستند؟

براي توضيح اين پرسش لازم است به بررسي تاريخي معني و كاربرد واژه تات بپردازيم.

وقتي صحبت از تات مي شود، براي اجتناب از اشتباه لازم است گفته شود، كدام تات؟ زيرا واژه تات داراي دو منشاء زباني است، يكي پسونديست كه ريشه در

 زبان فارسي دارد، چنانكه در جزء دوم خرداد وامرداد در اوستا تات ( tat ) آمده است، البته اوستا خرداد وامرداد را به صورت هئوروتات ( Haurvatat ) و امرتات

 (Ameretat ) بيان كرده است. تات بدين صورت كاربرد مستقل ندارد و تنها پسونديست كه به بعضي واژه‌هاي مي پيوندد و بيانگر اسم مجرد و مونث بودن آن

 است چنانكه در واژه هاي مانند ارشتات( arshtat ) يعني راستي و درستي، و دروتات (drvatat ) يعني درستي و اوپرتات( upartat ) يعني برتري و رسس تات

 (Rasastat ) يعني عدل و داد مي باشد. و اگر چه پورداود مي گويد اين واژه با دات Data فرس هخامنشي و اوستا كه به معني قانون است و در فارسي ((داد))

 گرديده است و به معني عدالت مي باشد ربطي ندارد و يا با واژه Data  ديگر كه اسم مفعول آن Da مي باشد و در فرس هخامنشي و اوستا به معني دادن و

 آفريدن است نيز ربطي ندارد ، ولي ميرزا مهدي استرآبادي در مورد ((تات)) مي گويند محرف ((داد)) به معني عدل مي باشد و داد گفتن كنايه از فرياديست كه

 مظلوم در مقام دادخواهي و تظلم كند و آن را ((داد)) هم گويند  و شايد بخاطر همنشيني آن با خرداد و امرداد است كه در برهان قاطع ((داد)) به معني عمر و

 سن و سال آدمي آمده است. تات با منشاء زباني ديگر كلمه اي است تركي كه به عناصر خارجي اطلاق مي‌شده است كه در فرهنگ لغات تركي استانبولي و

 فرهنگ تركي آذربايجاني در مورد ((تات)) آورده اند، جمعيت غير ترك زبان مقيم آذربايجان و مناطق ترك نشين  و يا به بعضي از مردم غير ترك مانند كردهاي

 بعضي نقاط آذربايجان كه تحت حكومت فرمانروايان قديم ترك مي زيسته اند. در مقام تحقير تات گفته مي شد.و مينورسكي از قاموس عثماني مي گويد به

 معني سفيل و سرگردان و مترادف تاجيك آمده است و گفته شده كه تات از يك لغت تركي گرفته شده است. اما آنچه درباره تات آورده اند بيانگر استفاده كلي و

 مبهم واژه تات است كه شديداً تحت تأثير مسايل تاريخي به خصوص اقتدار و تسلط تركها در ايران بوده است، اين واژه اولين بار در كتيبه ((اروخون))آمده است ،

 و وامبري اولين كسي بود كه در اين كتيبه متوجه ((تات)) شد تامسون تات موجود در كتيبه را معادل ((خارجي ها در كشور)) دانست ولي او نتوانست به اصل و

 ريشه كلمه پي ببرد پس از او ((كرچ)) نظر داد جزء ((تات)) در كتيبه اروخون مصغر شده ((طانقوت)) به معني خارجي است برخي ديگر بر اين باورند كه ((تات))

 جزء كلمه: تانقات، تاقات يا تائوت مي باشد كه به رودخانه اريتش  اطلاق مي شد. علاوه بر اين در نزد قبايل ((يغمي)) و ((تخسي)) اين كلمه به اويغورها اطلاق

 مي شد. و در هر دو حالت كلمه تات به معني استهزاء و تحقير استفاده شده است. اما پس از فتوحات تركان در ايران، اين كلمه به ايرانيان مغلوب نسبت داده

 شد و شادروان عبدالعلي كارنگ از ((ديوان لغات ترك)) محمود كاشغري كه تاليف آن به سال 466 هجري پايان يافته، آورده است، برك يعني القلنسوه و في

 المثل:

تات  سيز ترك بلماس                     باش سيز برك بلماس

  يعني ترك بدون ايراني و كلاه بدون سر نمي شود.

مولانا جلال الدين رومي نيز در اشعار تركي خود ((تات)) را براي ايرانيان و همزبانان آنها بكار برده است چنانكه مي گويد:

 اگر تات ساك و گرروم ساك وگر ترك            زبان بي زبانان را بياموز

ژان دوپلان كاربن، نخستين سفير واتيكان در دربار مغول، از كشورها و اقوامي كه مغول برآن چيره شده نام ايران و تات را آورده است و به نظر مي رسد منظور از

 تات همان مسلمان قفقاز باشند. پيتر دلاواله كه در عصر صفوي از ايران ديدن كرده و از سال 1617 م. تا سال 1623م . به مدت شش سال در ايران بسر برده

 است واژه تات را به معني گريزان از جنگ و رعيت دانسته و آن را در مقابل قزلباشان در مورد ايرانيان اصيل و قديمي بكار برده است وي مي گويد: 

((مردمان عجمي مسلمانان فعلي اولادان ايرانيان باستان هستند كه دين خود را پس از تسلط اعراب تغيير داده اند و به اين افراد تات هم مي گويند كه به معني

 گريزان از جنگ و رعيت مي باشد.))

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:20  توسط رحمانی  |